امروز دهم دسامبر مصادف با روز جهانی حقوق بشر است. شصت و سه سال پیش در چنین روزی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قطعنامه ای به تصویب رسید که بنام«منشور جهانی حقوق بشر» نامگذاری شد. در آن زمان که سازمان ملل ۵۶ کشور عضو داشت، نمایندگان ۴۸ دولت به این اعلامیه رأی مثبت و ۶ دولت رأی ممتنع دادند و هیچ رأی مخالفی هم داده نشد.
با اینکه اکنون بسیاری از دولتهای جهان مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر را به رسمیت شناخته و حتی وارد قوانین اساسی خود نموده اند، اما کماکان این حقوق از سوی بسیاری از آنها زیر پا گذاشته می شوند و رکورددار پایمال کردن آن در جهان جمهوری اسلامی است.
مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر حقوق اولیه ای است که حاصل مبارزات مردم آزادیخواه و عدالت طلب در سراسر جهان است. هر قدم عقب نشینی نظام سرمایه داری در مقابل آن جز با جانبازی و فداکاری های بسیار میسر نبوده است.
این منشور با وجود این که بنیادهای اساسی نظام سرمایه داری را زیر سوال نمی برد و اساس استثمار انسان به دست انسان را محترم می شمارد، اما با وجود این، در همین حد هم دستاورد مبارزات انسان ها برای کسب آزادی این عصر است و هنوز حتی در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری هم برای اجرای تمام و کمال آن باید مبارزه کرد.
٦٣ سال پیش، اعلامیه جهانی حقوق بشر را بر ویرانه های جنگ جهانی دوم بنیاد گذاشتند تا به اصطلاح شالوده جهانی را پی بریزند که بی حرمتی به حقوق انسان را تحمل نکند. اکنون که بیش از نیم قرن از جنگ جهانی دوم و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر گذشته است، شاید نتوان شاهد زنده ای را یافت که از جنگ و مصائب آن دوران بگوید؛ اما ویتنامیها، بوسنیاییها، عراقیها، رواندایی و ایرانیها و غیره شاهدان زنده دیگری هستند تا بگویند آنگاه که کودکان خردسالی بوده اند، به اراده همان دولت های امضاء کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر سرشان چه آورده اند و شهر و دیارشان را چگونه با بمب و گلوله شخم زده و چگونه برادران، خواهران و دوستان شان را در کنارشان در خون غلتانده اند.
هنوز در بسیاری از کشورها، آشکارا ابتدایی ترین حقوق انسان ها را که حق حیات باشد، لگدمال می کنند. نقض حقوق انسان ها در قالب گرسنگی، قحطی، انواع بیماری های واگیردار تجارت سکس، قاچاق مواد مخدر و غیره حتی در منشور جهانی حقوق بشر نیز مورد اشاره قرار نمی گیرد.
علیرغم وجود این منشور بین المللی؛ هنوز حقوق زن در بسیاری از کشورها معادل نیمی از حقوق مرد است، دستمزدش کمتر از مرد و محدودیتش بیشتر از مرد است و در برخی از کشورهای اسلامی حتی حق رانندگی هم ندارد، هنوز کودک را آدم کامل با حقوق کامل به حساب نمی آورند، هنوز ملت ها از حق تعیین سرنوشت خود برخوردار نیستند، هنوز بسیاری از کشورها مجازات اعدام دارند، هنوز دینداری و بی دینی انسان ها توسط حکومت ها معیار واقع می شود، هنوز تبعیض جنسی و شکنجه در بسیاری از کشورها، توجیه قانونی دارد و هنوز آزادی عقیده و بیان زیر تیغ سانسور است.
همین بلندگوهای ''دفاع از حقوق بشر'' در زد و بندهای شان با دول ناقض حقوق بشر، در معاملات شان با دیکتاتورها، هر جایی که پای منافع شان در کار است از نقض آشکار حقوق انسانها چشم پوشی میکنند و آنرا بحساب فرهنگ و آداب و رسوم و نسبیت فرهنگی توجیه می کنند.
در زندان های رژیم اسلامی حاکم بر ایران انسانها به خاطر اندیشه و مرام و عقیده شان در سیاهچال ها محبوس و از کمترین حقوق انسانی برخوردارند و شبح مرگ بر فراز سر بسیاری از آنان در گردش است. شکنجه در زندان ها و شلاق زدن انسان ها در ملاءعام امری روزمره است و تحت عنوان حد شرعی قانونی شده است. جمهوری اسلامی بالاترین رتبه اعدام انسان ها را به خود اختصاص داده و رژیمی است که کودکان کمتر از ۱۸ سال را به دار می آویزد. در این کشور ستم ملی و جنسی و مذهبی رسمیت قانونی دارد.
معیار رعایت حقوق بشر در هر جامعه ای را باید بر حسب برابری انسان ها و برخورداری از موهبت های انسانی محاسبه کرد.جامعه سرمایه داری بنا به ماهیتش که بر پایه اختلاف و تمایز و فاصله طبقاتی بنیاد گذاشته شده است، نمی تواند مدافع واقعی حقوق بشر باشد. حقوق بشر تنها زمانی متحقق و تضمین می شود که اختلاف طبقاتی در میان نباشد و انسان ها امکان داشته باشند در رفاه کامل با هم برابر باشند و البته این امر در جامعه ای که اساس آن بر استثمار انسان به دست انسان بنا شده و هدف تولید نه تامین نیاز انسان ها بلکه کسب سود است، تضمین نمی شود. چنین جامعه ای که از چنین موهبتی برخوردار باشد، تنها جامعه سوسیالیستی است. برای تحقق چنین جامعه ای که در آن حقوق واقعی بشر تضمین می شود باید مبارزه کرد. اما تا آن زمان که جامعه بشری بطور کامل از شر نظام سرمایه داری رها می شود، رعایت حقوق اولیه انسان ها که بخشی از آن در اعلامیه جهانی حقوق بشر قید شده، امری الزامی است و باید به رسمیت شناخته شود و در عمل رعایت گردد. هیچ دولت و نهادی حق ندارد نقض حقوق اولیه و جهانشمول انسان ها را تحت عنوان نسبیت فرهنگی توجیه کند.
هر فردی باید از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار باشد، همچنين حق دارد که در مواقع بیکاری، بيماری، نقص عضو، جدایی، پيری يا در تمام موارد دیگر از تامين اجتماعی بهره مند گردد.
هیچ حکومتی و هیچ فردی حق ندارد انسان ها را به خاطر رنگ، ملیت، جنس، سن، عقیده و باورشان، انتخاب و علائق شان از این حقوق اولیه محروم سازد.آزادی بیان و تشکل و تشکیل اجتماعات از حقوق اولیه همه انسان ها است و نبایستی تحت هیچ بهانه ای محدود شود. هيچکس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات و يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی و تحقيرآميز قرار گيرد. "هر شخصی که به بزهکاری متهم شده باشد، بیگناه محسوب میشود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی محرز گردد."
در جوامعی که هنوز حتی حقوق اولیه انسان ها هم بر حسب جنسیت شان تعیین می شود و زن و مرد از حقوق برابری برخوردار نیستند، در جوامعی که انسان ها را به خاطر اندیشه و باور و اعتقاد متفاوت شان محکوم و مجازات می کنند، در جوامعی که زندان سیاسی و شکنجه هست، در جوامعی که مجازات اعدام وجود دارد، در جوامعی که تبعید هست و کشورها دیوار بلندی به روی تبعیدیان کشیده اند، نمی توان دم از حقوق بشر زد. حقوق اولیه انسان ها، حتی آن بخشی هم که در منشور جهانی حقوق بشر سازمان ملل آمده، هدفی است که هنوز برای تامین آن بایستی جنگید.
گفتار روز تلويزيون كومه له
19 آذر 1390
10 دسامبر 2011
سايت حزب کمونیست ایران http://www.cpiran.org
سايت کومه له http://komalah.org/farsi
سایت جدید پیام http://www.payam.se
