زمین زیر پای دیکتاتورهای منطقه داغ شده است

به دنبال تحولات سیاسی و مبارزاتی کشور تونس که منجر به فرار رئیس جمهور مادام العمر آن از کشور شد و به دنبال تظاهرات پی در پی مردم علیه رژیم های حاکم در الجزایر، یمن و اردن، اکنون شاهد آن هستیم که گسترش سریع اعتراضات توده ای، دولت مصر را در فاصله 5 روز در آستانه سقوط قرار داده است.
اخبار منتشر شده در مورد اوضاع سیاسی مصر حاکی از اوج گیری لحظه به لحظه مبارزات توده ای علیه رژیم حاکم بر این کشور است. میلیون ها مصری در شهرهای قاهره ، اسکندریه، رفح و سوئز و نقاط دیگر به خیابان ها سرازیر شده اند و شعار سرنگونی رژیم حاکم را سر می دهند. نیروهای امنیتی با خشونت تمام علیه تظاهرکنندگان عمل می کنند و آمارهای متفاوت از کشته شدگان در رسانه های مختلف درج می شود. بیمارستان ها پر از زخمی هستند و حدود صد نفر جان خود را از دست داده اند. تظاهرکنندگان دهها مرکز پلیس را به آتش کشیده اند و به فرمان های حکومت نظامی که از ساعت 4 بعدازظهر تا 8 صبح را منع عبور و مرور اعلام کرده است، اعتنایی نمی کنند. حسنی مبارک ارتش را به خیابان ها فراخوانده است. تانک ها، زرهی ها و سربازان ارتش برای جلوگیری از پیشروی تظاهرکنندگان به نقاط حساس پایتخت از جمله تلویزیون دولتی مصر اعزام شده اند و از ادارات و مراکز دولتی در مقابل قیام مردم حفاظت می کنند. گفته می شود که همسر و فرزندان حسنی مبارک از کشور گریخته اند و شماری از بازرگانان و چهره های شاخص حکومتی نیز با هواپیماهای اختصاصی قاهره را به سمت مکان های نامعلوم ترک کرده اند.
حسنی مبارک از یک سو به مردم وعده اصلاحات سیاسی و اجتماعی می دهد و برای آرام کردن آنان، نخست وزیر را تعویض و معاون جدیدی برای خود انتخاب کرده و از سوی دیگر بیش از 300 هزار نفر از نیروهای امنیتی خود را به جان مردم معترض انداخته و راه سرکوب قیام را در پیش گرفته است. با همه اینها نه وعده و وعیدهای بدون محتوای حسنی مبارک و نه خشونت نیروهای امنیتی هیچکدام نتوانسته اند مردم را از ادامه قیام باز بدارد. مردم فریاد می زنند "مبارک، عربستان سعودی منتظر توست" و "انقلاب انقلاب تا پیروزی".
آتش خشم فروخفته سه دهه ای که حسنی مبارک به عنوان رئیس جمهور مادام العمر در راس یک سیستم دیکتاتوری فاسد بر این کشور حکومت کرده، زمین را زیر پای کل دستگاه حاکم داغ کرده است.
در چنین شرایطی طبیعی است که گروهها، گرایش ها و منافع مختلف هر کدام می کوشند کنترل مبارزات انقلابی مردم مصر را بدست بگیرند. اگرچه تا حدود زیادی روشن است که حسنی مبارک و دستگاه دولتی فاسد او رفتنی هستند، اما مردم قیام کننده هنوز نتوانسته اند بدیل خود را برای جایگزینی این رژیم شکل بدهند. تشکل های خودجوش مردمی تحت عناوین «جبهه جوانان مصر» و «جوانان آزاده» که هر دو ائتلافی از دانشجویان، جوانان بیکار، کارگران صنعتی و روشنفکران جامعه مصر هستند، دست اندرکار تشکیل شوراهای مردمی برای هدایت قیام، بنا نهادن حاکمیت مردمی از پائین برای اداره امور در خلاء ناشی از سقوط رژیم و خنثی کردن توطئه دارودسته های وابسته حکومت شده اند. سازمان اسلامی اخوان المسلمین که یک جریان لیبرال اسلامی است می کوشد از فرصت به دست آمده برای تحکیم موقعیت خود در آینده این کشور استفاد کند. دولت های غربی در اروپا و آمریکا به تکاپو افتاده اند تا از موقعیت ارتش این کشور برای آماده ساختن بدیل مورد نظر خود بهره برداری کنند و می کوشند چهره وجیه الملله ای به فرماندهان ارتش بدهند.
محمد البرادعی روز پنجشنبه ۷ ژانویه با تعجیل وین را به قصد قاهره ترک کرد تا به قول خودش ''تغییرات'' را ''مدیریت'' نماید، وی به عنوان یکی از کسانی که غرب وی را برای جانشینی حسنی مبارک در نظر دارد، هدفی جز پیشگیری از سیر رادیکال شدن مبارزات جاری در مصر ندارد. او در گفتگویی که با خبرگزاری ها داشته است به گونه ای به ماموریت خود اشاره کرده است. او گفته است: ''اگر معترضان بخواهند وی آماده در دست گرفتن قدرت در دوران انتقالی است. تشکل تازه تاسیس «جمعیت ملی برای تغییر» به رهبری محمد البرادعی، در محور تلاشهای غرب برای کنترل قیام مردم مصر قرار دارد. البرادعی آلترناتیوی دست آموز است که آشنا به موازنه معادلات منافع غرب و مناسبات مصر و اسرائیل و کل خاورمیانه است و در بازی های دیپلماتیک منطقه نقش داشته است، جایزه صلح نوبل را بگردنش انداخته اند و به مصر برگردانده اند تا چیزی از دستشان در نرود.
گرچه بازتاب مبارزات هریک از این کشورها تاثیری قابل ملاحظه بر تغییر موازنه سیاسی منطقه دارد، اما تحولات مصر نقشی به مراتب تعیین کننده ای در تغییر معادلات سیاسی منطقه خواهد داشت. مسلما رویدادهای مصر، کشوری با حدود 80 میلیون جمعیت و موقعیت ویژه ای که در میان کشورهای عربی دارد، بسیار بیشتر از تحولات در کشور تونس، کل منطقه خاورمیانه را تحت تاثیر قرار خواهد داد و تعیین کننده تر خواهد بود. دولت عربستان از حسنی مبارک خواسته است که مقاومت کند و گفته است از او پشتیبانی خواهد کرد. دولت های کویت و سوریه در روزهای اخیر شروع به توزیع وجه نقد در میان شهروندان کرده اند. همه نشانه ها حاکی از آن است که زمین زیر پای همه رژیم های منطقه داغ شده است و دیگر با روش های تاکنونی نمی توانند بر مردم کشورهایشان حکومت کنند.
آنچه که به گفته شاهدان عینی در قیام 5 روزه اخیر مردم مصر به وضوح قابل مشاهده است این واقعیت می باشد که اگرچه اسلامگراها تا حدودی در اعتراضات مردم حضور دارند اما شعارهای اسلامگرایانه غایب است. مردمی که به خیابان ها ریخته اند، میلیون ها نفر از جوانانی هستند که بیکارند و هیچ امیدی هم برای به دست آوردن کاری ندارند، میلیون ها مردم تهیدستی هستند که که در نهایت فقر زندگی می کنند و از اینکه دولت حاکم خود را در برابر تامین نیازهای اولیه زندگی آنان مسئول نمی داند، به جان آمده اند. این جمعیت عظیم برای حاکم کردن اصول شریعت بر زندگی خود به خیابان ها نیامده اند، آنان آزادی و رفاه و زندگی بهتری می خواهند و تامین این نیازهای حیاتی را در پیگیری شعارهای اسلامی نمی بینند. از اینرو اسلامگرایان نه در مصر نه در تونس و نه در دیگر کشورهای عربی شانسی برای اینکه به نیروی خود به قدرت برسند را ندارند. در مقابل طبقه کارگر و نیروهای چپ و رادیکال هم در این کشورها طی سال های طولانی حاکمیت حکومت های ضدکارگری و ضدکمونیستی مجال رشد و تحکیم صفوف خود را نداشته اند و اکنون و در شرایط جدید به فرصت بیشتری احتیاج دارند تا در موازنه قدرت موجود مهر خود بر روند مبارزات جاری بکوبند. اما این فرصت به دست خواهد آمد زیرا هیچکدام از گرایش ها و جریانات بورژوایی موجود در این جامعه که در قالب احزاب و گروههای سیاسی قاتونی یا غیرقانونی وجود دارند، هیچ برنامه ای علیه فقر و نابرابری های حاد اقتصادی و اجتماعی که مردم را به جان آورده است ندارند. فلاکت اقتصادی موجود در این کشورها و از آن جمله در کشور مصر پاسخ سرمایه دارانه ندارد. سرمایه داری در مراکز اصلی قدرت و ثروت خود دچار بحران است و نمی تواند به این کشورها در کنترل بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی شان کمکی بکند. آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد این است که نیروهای چپ و رادیکال و کارگری نباید در ایفای نقش فعال در مبارزه علیه سیستم های فاسد موجود تردید کنند، زیرا در همین پروسه است که جبهه مبارزه کارگری و کمونیستی ،روز به روز راه خود را به سوی پیروزی هموار خواهد کرد.
گفتار روز تلويزيون كومه له
10 بهمن 1389
11 ژانویه 2011