افزایش آمار فجایع انسانی در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی

 

فجایع انسانی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، تنها به گسترش ابعاد جنایات هر روزه حکومتی محدود نمی شود. انواع حوادث و سوانح قابل پیش بینی و قابل پیشگیری هم در کمین نشسته اند تا جان انسان ها را بگیرند. جمهوری اسلامی تنها به خاطر قتل های عمد تحت عنوان اعدام نیست که حائز رتبه اول در جهان است، این رژیم محیط کار و زیست طبیعی کارگران و زحمتکشان را هم به کمین گاه مرگ تبدیل ساخته است. هر آن می توان شاهد حادثه ای دلخراش، رویدادی غیرمنتظره و فاجعه ای انسانی بود.

این رژیم در حالی که خود لحظه و ساعت و روز مرگ انسان ها را تعیین می کند و در خفا و آشکار، طناب مرگ به گردن انسان ها می آویزد، چنان محیط کار و زیست انسان ها را ناامن کرده است که هیچ روزی نیست که اخباری دردناک و جانکاه به گوش نرسد. میزان مرگ و میر انسانی به دلیل رویدادهای قابل پیشگیری و قابل پیش بینی و حوادث طبیعی و سوانح و رویدادهای غیرمنتظره به بالاترین حد ممکن خود رسیده اند.

جمهوری اسلامی علاوه بر جنایات روزمره اش، چنان در قبال سلامتی محیط زیست شهروندان کشور نامسئول و چنان محیط کار و زندگی مردم و به ویژه کارگران را ناامن کرده است که هر گوشه ای از محیط کار و زیست مردم، به بستر مستعدی برای وقوع هر حادثه و سانحه تلخ و ناگوار تبدیل شده است.

آمار مرگ و میر در ایران سرسام آور شده اند. مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا، مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی، مرگ و میر بر اثر سوانح طبیعی. مرگ میر کودکان به دلیل مشکلات درمان و تغذیه. کاهش متوسط سن و پیری و مرگ زودرس و غیره از آنجمله اند. تکرار هر روزه مرگ و میرهای انسانی، چنان عادی شده که انگار حوادثی پیش پا افتاده اند و نیازی به بررسی آنها نیست. مردم به تکرار آنها عادت کرده اند.

سازمان بهداشت جهانی در تازه ترین گزارش خود از مرگ زودرس بیش از ده هزار شهروند ساکن شهرهای مختلف ایران بر اثر آلودگی هوا تا سال آینده میلادی خبر داد. بر اساس این گزارش تا سال ۲۰۱۲ میلادی در ایران ده هزار و ششصد نفر بر اثر آلودگی هوا دچار مرگ زودرس می شوند که یک سوم این تعداد مربوط به شهر تهران و یک سوم دیگر مربوط به استان های دیگر به دلیل آلودگی هوا است.

همزمان با این گزارش سازمان جهانی بهداشت، از سوی گروه آمار سازمان پزشکی قانونی کشور نیز اعلام شده است که در ۹ ماهه امسال ۱۹ هزار و ۱۷۶ نفر در تصادفات رانندگی کشته شده اند که این تعداد نسبت به مدت مشابه سال قبل ۵ و سه دهم درصد افزایش یافته است.

بر اساس گزارش دیگری در همین زمینه که سال گذشته از سوی رئیس راهنمایی و رانندگی کل کشور نقل شد، آمده است: «روزانه ۶۳ نفر و در هر ساعت دو نفر در تصادفات درون و برون شهری کشته می شوند

چنین گزارش هایی متاسفانه آنقدر فراوان و آنقدر متنوع اند که پرداختن به آنها در یک سخن کوتاه ممکن نیست. بگذارید در این فرصت تنها مرگ و میر قابل اجتناب ناشی از سوانح رانندگی را مرور کنیم:

بر اساس گزارشات، سالانه بیش از۴۰۰ هزار تصادف جاده ای در ایران روی می دهد و در طول سال بیش از۲۰ هزار نفر و روزانه بیش از ۷۰ نفر در جاده ها کشته می شوند.

بنا به اظهار معاون شهرداری تهران، در ایران بر اثر سوانح رانندگی بطور متوسط هر ساعت سه نفر کشته و حدود ۵۰ نفر هم زخمی می شوند. مجموع کشته و زخمی های یکسال بر اثر حوادث رانندگی، معادل کشته ها و زخمی ها در نتیجه یک زلزله مهیب می باشد. در نتیجه تصادفات جاده ای و حوادث رانندگی علاوه بر ضایعات انسانی، سالانه ۱۸ میلیارد دلار نیز زیان مالی وارد می شود.

گزارشات مربوط به حوادث رانندگی با آمار و ارقامی دقیق و تحلیل های کارشناسانه، حکایت از این دارند که حداقل ۲۲ درصد از کل قربانیان حوادث رانندگی، عابران پیاده ای را شامل می شود که نه راننده هستند و نه سرنشین!

همین نمونه اخیر، خود نشان می دهد که تقریبا یک چهارم کل قربانیان حوادث رانندگی تنها و تنها به دلیل پارتی بازی ها و فساد و رشوه خواری گسترده که در دستگاه صدور گواهینامه رانندگی عمل می کند، به دلیل فقدان پل های  و تونل های عبور عابر پیاده، در بسیاری از نقاط به دلیل کمبود ابتدایی ترین خدمات از قبیل چراغ راهنمایی، خط کشی خیابان ها، تابلو علائم رانندگی و غیره صورت گرفته اند که به راحتی قابل پیشگیری هستند. بر اساس آماری که زیر نظر وزارت راه و ترابری منتشر شده است، آمار تصادفات جاده ای در ایران در مقایسه با سایر کشورها به نسبت جمعیت، بالاترین جایگاه جهانی را دارد.

کشف علل واقعی مرگ و میر انسان ها (به دلیل آلودگی هوا یا سوانح رانندگی یا حوادث طبیعی و یا به هر علت و دلیل دیگری) بدون بررسی ماهیت نظام حکومتی و سیستم مدیریتی و اراده سیاسی آن جامعه میسر نیست.

درست است که کسی نمی تواند به دقت زمان وقوع زلزله و برخی از بلایای طبیعی را تعیین کند، اما اگر اراده ای مسئول در کار باشد و سیستم مدیریتی کمتر به فساد اداری و مالی آلوده باشد، حتی ابعاد فجایع ناشی از بلایای طبیعی را هم بدرجات زیادی می توان کاهش داد.

در دستگاه اداری فاسد و عقب مانده جمهوری اسلامی، نه اساسا طرح هایی برای پیشگیری از وقوع حوادث وجود دارد و نه سیستم اداری بی کفایت و فاسد جمهوری اسلامی قادر به پیاده کردن طرح های کارشناسی شده، هست. هر طرحی هم که داشته باشند اساسا محملی برای سوءاستفاده مالی و غارت و چپاول است.

برای پیشگیری از رویدادها، به ویژه رویدادهای قابل پیش بینی و قابل پیش گیری، و چه در واکنش به رویدادهای غیرمنتظره، اگر جمهوری اسلامی طرح های ضد مردمی نظامی و امنیتی خود را که اساسا در خدمت سرکوب مردم قرار دارند، کنار بگذارد و بخشی از این هزینه های گزاف را بدون حیف و میل کردن به پروژه ایمن سازی، بازسازی، تعمیر، مرمت جاده ها و آموزش عمومی اختصاص دهد؛ نه تلفاتی در این حد خواهیم داشت و نه خساراتی در این حد خواهیم دید.

اگر از آن میلیاردها دلاری که رژیم اسلامی صرف پروژه های اتمی می کند تا از آن ابزاری برای بقای خود بسازد و در همان حال به خاطر آن مردم هم در خطر محاصره و فشار اقتصادی بیشتر قرار بگیرند، به احداث خطوط راه آهن، تعریض و ترمیم جاده ها و آموزش و کنترل ترددها، اختصاص داده شود، شاهد مرگ سه نفر در هر ساعت نخواهیم بود.

این روزهای اعلام شده است که ایران رکورددار مرگ و میرهای زودرس هم در جهان است. اگر با هزینه کردن بخشی از ثروتی که در دست مشتی ارازل و اوباش قرار دارد، برای جوانان کار تامین شود تا احساس بی خاصیتی بر آنان غلبه نکند و به بیماری های عجیب و غریب گرفتار نشوند، با مرگ زودرس هم از بین نخواهند رفت.

اما از رژیمی که جز به بقای خود به چیز دیگری نمی اندیشد، چنین انتظاری نمی توان داشت. از رژیمی که فضای سیاسی ایران را به شدت خفقان آور ساخته است، باید انتظار داشت که محیط کار و زندگی مردم را ناامن، محیط زیست آنان را تخریب، جاده ها را مرگبار و انسان ها را به مرگ و میر زودرس محکوم کند. تنها راه خلاصی از وضعیتی که این کشور را به قتلگاهی بزرگ تبدیل کرده، پائین کشیدن و به گور سپردن آن است.

 

 گفتار روز تلويزيون كومه له

 

9  بهمن  1389

 

29  ژانویه 2011